بسم الله الرحمن الرحیم
عاقبت نا معلوم 2
مشکلات و معضلات جامعه بشری در عصر حاضر قابل انگار نیست، و بخصوص این مشکلات در جوامع آسیاسی و رو به انکشاف سر به فلک کشیده است. که مشکلات مذکور گریبان گیر 90 درصد مردم جوامع اسلامی و رو به انکشاف میباشد.
مثلاً مشکلات اقتصادی باعث با تاخیر انداختن ازدواج ها میگردد ، واز طرف دیگر چون مردم باتوجه به مشکلات شان خداوند وایمان به او را درخویش کم رنگ و یا کاملا از بین برده است ؛ لذا درقبال مشکلات صبر را هم از دست داده است که عدم صبر خود مشکل است نا به سامان!، چنانچه من درعاقبت نا معلوم یک نوشته بودم حال خواستم که آن نوشته را کامل گردانم.
العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ عجله کار شیطان است: معمولا دخترها و پسر ها که به سن بلوغ میرسد انتظار دارند که تما مشکلات شان حل گردد و یک فرد هم با اسب سپید بیاید خواستگار و یا زنش بشود، که دراین مرحله هردو جنس از غروری خاصی برخودار میباشد.
اما با گذشت زمان می بیند که نه اون فرد خیالی با اسب سپید نه خواستگار امد و نه زنش شد. بنا از ان غرور کاذب کاسته شده و خود بفکر چاره میفتد، که چاره جزء بر قرار کردن ارتباط با جنس مخالف را در خود نمی بیند، این معضله دروحله اول به شکل جستجو ادامه می یابد و چون جستجو هم به صورت نا معقول بروز میکند. ناگزیر فرد (دختر و پسر) راه چاره دیگری می اندیشند. که این مرحله دوم این گزینش است دراین مرحله هر کس پیش امدخوش امد ابراز وجود می نمایند.متاسفانه اکثرا حتی دراین مرحله نیز موفق نیست دلیل ان مشخص میباشد زیرا مشکلات اقتصادی ، اجتماعی، خانوادگی و حتی سیاسی مانع فکر درست دراین راستا میگردد.بعد از سپری شدن این مرحله به صورت نا موفق ، فرد مذکور این بار خود بدنبال سوژه میگردد ، که اولین چراغ سبز را نشانه میرود کافیست دراین مرحله به این فرد گفته شود که من تورا دوست دارم. یا یک خرده مهربانی از خود نشان دهد فرد مجسس انرا فرد فرشته خداوند دانسته و تمام رویا وخواسته هایش درچشم او می بیند، که این مرحله شاید از خطرناک ترین مرحله زندگی یک انسان بشمار اید. به چند علت فرد مجسس خود را به سادگی دراختیار اولین چراغ دهنده سبز خود قرار میدهد.
2 - این کزینش کاملا غیر معقول بوده است زیرا فرد به دنبال کسی میگشت که با او باشد و خود را از تنهایی برهاند.
3- این گزینش میتواند از هم کیش وی نباشد.
4- این گزینش میتواند کاملا غریزه ای باشد.
پس میتواند گفت که افرادیکه در این مرحله منتخب میشود خوش شانس وانتخاب کننده کاملا بد شانس است چون امکان شکست انتخاب کننده از کلیه جهات بسیار زیاد و خطرناک است درحالیکه فرد منتخب شده کاملا به کامش میرسد.
هدف از نوشتن حدیث(العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ عجله کار شیطان است) در اول سطر نخست این بودکه انسان نباید عجله کند و اون هم در حساس ترین مرحله زندگی خویش گرچه صبر یک کمی تلخ می نمایند ولی پشت این تلخی بظاهر شرینی فروان نهفته است.
و از طرف دیگر خداوند چند چیز را نسبت به بندگانش برخود واجب کرده است. اول رزق روزی بشر ودوم تزویج وغیره.........
پس تزویج انسان ها و جفت گیری بندگان برخداوند واجب است، جالب این جاست که آمار نشان داده است بدترین و زشت ترین دختر و پسر بی زن و شوهر نمانده است!
پس اگر این طور است چرا ما خود را به هیچ دراختیار کسانیکه قرار دهیم که آخرش را میدانیم! این کار از یک انسان معقول و متفکر به دور است. اصلا دراین بخش بحث پیرامون این موضوع را از نظر مذهبی گنار میگذاریم واستدلالی صحبت میکنیم.
هیچ کس مخالف رابطه جنسی از راه مشروع ان نیست و نبوده، اما وقتی این رابطه و خلطه بین دختر و پسر تقبیح شده است که رابطه نا مشروع ومخلوط احساسات شان باشد که اکثرا درجهان شرق این طور رابطه عمومیت دارند.
من میخواهم مثالی بزنم! فرض کنید که یک پسری به دختری که از خیابان رد میشود میگوید من دوستت دارم واقعا بی تو میمرم! حالا سوال از دختر که مورد دوست داشتن این پسر خیابانی و غیر خیابانی قرار گرفته چیست؟ از نظر عقلا جواب مشخص است رابطه جنسی در اینده نزدیک یعنی با موافقت این دختر خانم.
پس این حرف ( ترا دوست دارم)(البته این دوست داشتن و شنیدنش از شوهر بجاست و پسندیده)برای یک دختر خانم متفکر بدترین فحش و توهین خواهد بود، ولی متاسفانه دخترهای که درمرحله سوم ( که فوق ذکر گردید)یعنی خود بدنبال سوژه میگرددکه اکثرا فعلا این حرف مناسب و در خور توجه ی است.
پس میشود محک زد که کدام زن و دختر مناسب ازدواج میباشد و همچنان کدام مرد و پسر! و میتوان هر فرد را با توجه به افکار وی شناخت گرچه این افکار متحول است ولی تا الان مورد استفاده دانشمندان برای شناخت بشر قرار گرفته است.
از طرف دیگر چون مراحل فوق جز کام گیری فرد منتخب شده چیزی دیگر نخواهد بود( به ازدواج نمی انجامد و اگر به انجامد موفق نخواهد بود) پس بد ترین تلخی و بد روزگاری در انتظار چنین افراد میباشد. العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ .
پس چه میشودکه یک خرده معقولانه واینده بین باشیم و احساسات که منجر به بدبختی ما میگردد را سرکوپ نمائیم و مطمیناً صبر منتج به نتیجه ی خوبی خواهد شد ، الان هم دیر نشده کافی است چشمت را عاقلانه باز کنی ان وقت خواهید دید که ان فرد که تو انتخاب کرده ای با انتخاب حقیقی تو زمین تا اسمان فاصله دارد.
ویک سئوال : تو که فکر میکنی ادم خیلی مذهبی و زرنگی هستی و خوب بد روزگار را میدانی وخانواده ات یک خانواده ابرو مند است پس چرا عیوب ان فرد منتخب خویش را نمی بینی؟!
ایا تو دوست داری که خویش را به دست خود هلاک کنی؟
جواب همه اینها را من میدانم ولی افسوس به دخترها و پسر های مثلی شما که نمیدانید و خود را به لجن زار کثافات غریق میکیند البته میدانم روزی بخود خواهید آمد که دیگر ان روز کاملا دیر خواهد بود و راهی برگشت نیز وجود نخواهد داشت!
چقدر دل وجدانهای بیدار به حال شما ها میسوزد ! ای کاش یک خرده دل خودتان بحال زار خود تان میسوخت؟
امروز این سیاحه را نوشتم چون عمق عاقبت نامعلوم بمن معلوم شد دیگر برای من یکی عاقبت نامعلوم نیست ، بلکه جهنم معلوم است.
اگر عمری باقی بود انشاالله نوشته های بعدم را با نام جهنم معلوم بخوانید!
موفق وبهروز باشید
----------------------------
اما برای اخرین بار از شما خواهش میکنم که برگرد تا دیر نشده شاید بتوانم کمکت بکنم!