تبليغاتX
به سوی ملکوت
رهبر 
موضوع: دل تنکهای خودم پنجشنبه هشتم مرداد 1388 9:47 قبل از ظهر

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر 

اسم شعر : رهبر

تاریخ سیاهه: 30/1/1388

مکان: محوط دانشگاه

 

 

تو مرد ولایت و رهبر والایی

از تبارمصطفی فرزند زهرایی

بی تو دنیا همه حزن و غم است

ایکه تو شمس قمر و ناجی مایی

جان من قربان این غیبت بسیار دور

تو همان نورکه از ظلم رهاننده مایی

می نوازم می خرامم مست زانکه تو

رهبر مستضعفین وارث طاهایی

نیست مرا حاشا و اندوه در حضورت

ای پشت پرده!چه شود چهره نمایی

همه باب و اندر اسباب تویی

چه شود باب شیعی در جهان تو گشایی.

نوشته شده توسط نویدآرین | لینک ثابت |

امتحان زندگی 
موضوع: مقاله ها سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 12:3 بعد از ظهر

بسم الله الرحمن الرحیم

امتحان زندگی:

امتحان زندگی بعضی مواقع انسان ناگزیر میشود که امتحان بدهد، البته این امتحان به شکل خواسته و ناخواسته میتواند باشد؛ که من این روزها به شکل خواسته و هم یک جوری نا خواسته امتحان میدهم ، که متاسفانه دیروز به صورت خیلی مفتزح امتحان را سپری کردم ، موقع که از جلسه امتحان برخواستم به این فکر میکردم که عجب بد امتحانی دادم؛ اما یک خرده که از جلسه داشتم دور میشدم ناگهان به این فکر افتادم که مگر سر نوشت منو این امتحان تعین میکند که این قدر دارم به سر خودم میزنم؟

درحالیکه در قران میفرمایند : شما پیوسته در حال امتحان هستید از جانب خداوند.

بنا تا حالا شده که ما راجع به امتحان خداوند فکر کرده باشیم و از رفوزه شدنش ناراحت باشیم؟ به نظر نمی رسد به غیر از تعداد محدود انسانها به این کار اهمیت بدهد!

ولی من دیروز یک درس که باید سالها قبل می اموختم دیروز اموختم، باید به فکر امتحان خداوند بود که سرنوشت ساز است ، اگر رفوزه بشود بد بخت و اگر کامیاب بشود بهترین سرنوشت در انتظارش هست. ولی در امتحان دنیایی که معمولا انرا ادمهای مثلی خود ما میگرد و بخاطر جیفه دنیا نیز است نباید این قدر غصه خورد، البته نه اینکه برای ادم مهم نباشد چون مومن هم باید دنیایش اباد باشد و هم اخرتش! ولی شاید همین امتحان به نوعی امتحان الهی باشد ! خلاصه این روزها کلی به دعای شما دوستان نیاز دارم و بعد هم باید کلی این ماه پول خرج کنم و بعد هم کلی به کار های عقب افتاده برسم انشاالله دعا بفرمایید

متشکرم از لطف دوستان که از من سر میزند!

نوشته شده توسط نویدآرین | لینک ثابت |

تفسیر سوره لقمان 
موضوع: سئوال ها ی متدوال (متنوع) پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 6:35 بعد از ظهر
تفسیر سوره لقمان ‎ ‎ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر الم (1)‏ اين آيات كتاب حكيم است (كتابى پرمحتوا و استوار)! (2)‏ مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است. (3)‏ همانان كه نماز را برپا مى‏دارند، و زكات را مى‏پردازند و آنها به آخرت يقين دارند. (4)‏ آنان بر طريق هدايت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران! (5)‏ و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و ‏آيات الهى را ‏به استهزا گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده است! (6)‏ و هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى‏شود، مستكبرانه روى برمى‏گرداند، گويى آن را نشنيده ‏است؛ گويى ‏اصلا گوشهايش سنگين است! او را به عذابى دردناك بشارت ده! (7)‏ ‏(ولى) كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، باغهاى پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛ ‏‏(8)‏ جاودانه در آن خواهند ماند؛ اين وعده حتمى الهى است؛ و اوست عزيز و حكيم (شكست‏ناپذير و ‏دانا). (9)‏ ‏(او) آسمانها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوه‏هايى افكند تا شما را نلرزاند (و ‏جايگاه ‏شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‏اى روى آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبى نازل ‏كرديم و بوسيله آن در ‏روى زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پر ارزش رويانديم. (10)‏ اين آفرينش خداست؛ اما به من نشان دهيد معبودانى غير او چه چيز را آفريده‏اند؟! ولى ظالمان ‏در گمراهى ‏آشكارند. (11)‏ ما به لقمان حكمت داديم؛ (و به او گفتيم:) شكر خدا را بجاى آور هر كس شكرگزارى كند، تنها به ‏سود ‏خويش شكر كرده؛ و آن كس كه كفران كند، (زيانى به خدا نمى‏رساند)؛ چرا كه خداوند ‏بى‏نياز و ستوده ‏است. (12)‏ ‏(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش -در حالى كه او را موعظه مى‏كرد- گفت: ‏س‏خ‏للّهپسرم! ‏چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.» (13)‏ و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد ‏‏(به هنگام ‏باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمل مى‏شد)، و دوران شيرخوارگى او در دو ‏سال پايان مى‏يابد؛ ‏‏(آرى به او توصيه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه ‏بازگشت (همه شما)به سوى من ‏است! (14)‏ و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه ‏مى‏دانى باطل ‏است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو، در دنيا به طرز شايسته‏اى رفتار كن؛ ‏و از راه كسانى پيروى ‏كن كه توبه‏كنان به سوى من آمده‏اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوى ‏من است و من شما را از آنچه ‏عمل مى‏كرديد آگاه مى‏كنم. (15)‏ پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشه‏اى ‏از) آسمانها ‏و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقيق و آگاه ‏است! (16)‏ پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصايبى كه به تو مى‏رسد ‏شكيبا باش ‏كه اين از كارهاى مهم است! (17)‏ ‏(پسرم!) با بى‏اعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر ‏مغرورى را ‏دوست ندارد. (18)‏ ‏(پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعايت كن؛ از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‏ترين ‏صداها ‏صداى خران است. (19)‏ آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان ‏خود را به ‏طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت ‏و كتاب روشنگرى ‏درباره خدا مجادله مى‏كنند! (20)‏ و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از ‏چيزى ‏پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب ‏آتش فروزان كند ‏‏(باز هم تبعيت مى‏كنند)؟! (21)‏ كسى كه روى خود را تسليم خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد، به دستگيره محكمى چنگ زده ‏‏(و به ‏تكيه‏گاه مطمئنى تكيه كرده است)؛ و عاقبت همه كارها به سوى خداست. (22)‏ و كسى كه كافر شود، كفر او تو را غمگين نسازد؛ بازگشت همه آنان به سوى ماست و ما آنها را ‏از ‏اعمالى كه انجام داده‏اند (و نتايج شوم آن) آگاه خواهيم ساخت؛ خداوند به آنچه درون ‏سينه‏هاست آگاه ‏است. (23)‏ ما اندكى آنها را از متاع دنيا بهره‏مند مى‏كنيم، سپس آنها را به تحمل عذاب شديدى وادار ‏مى‏سازيم! (24)‏ و هرگاه از آنان سؤال كنى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟» مسلما مى‏گويند: «الله ‏س‏ذللّه، ‏بگو: «الحمد لله (كه خود شما معترفيد)!» ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (25)‏ آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، چرا كه خداوند بى‏نياز و شايسته ستايش است! ‏‏(26)‏ و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده ‏شود، اينها ‏همه تمام مى‏شود ولى كلمات خدا پايان نمى‏گيرد؛ خداوند عزيز و حكيم است. (27)‏ آفرينش و برانگيختن (و زندگى دوباره) همه شما (در قيامت) همانند يك فرد بيش نيست؛ خداوند ‏شنوا و ‏بيناست! (28)‏ آيا نديدى كه خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‏كند، و خورشيد و ماه را مسخر ‏ساخته و هر ‏كدام تا سرآمد يعنى به حركت خود ادامه مى‏دهند؟! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد ‏آگاه است. (29)‏ اينها همه دليل بر آن است كه خداوند حق است، و آنچه غير از او مى‏خوانند باطل است، و ‏خداوند بلند ‏مقام و بزرگ مرتبه است! (30)‏ آيا نديدى كشتيها بر (صفحه) درياها به فرمان خدا، و به (بركت) نعمت او حركت مى‏كنند تا ‏بخشى از آياتش ‏را به شما نشان دهد؟! در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه شكيبا و ‏شكرگزارند! (31)‏ و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار ‏گيرد)، خدا ‏را با اخلاص مى‏خوانند؛ اما وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه ‏اعتدال را پيش مى‏گيرند ‏‏(و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده ‏راه كفر پيش مى‏گيرند)؛ ولى آيات ‏ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (32)‏ اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر اعمال فرزندش را تحمل ‏مى‏كند، و نه ‏فرزند چيزى از كيفر (اعمال) پدرش را؛ به يقين وعده الهى حق است؛ پس مبادا ‏زندگانى دنيا شما را ‏بفريبد، و مبادا (شيطان) فريبكار شما را (به كرم) خدا مغرور سازد! (33)‏ آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در ‏رحم‏ها(ى ‏مادران) است مى‏داند، و هيچ كس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد، و هيچ كس ‏نمى‏داند در چه ‏سرزمينى مى‏ميرد؟ خداوند عالم و آگاه است! (34)‏
نوشته شده توسط نویدآرین | لینک ثابت |

جهنم معلوم 
موضوع: مقاله ها سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 9:48 قبل از ظهر

بسم الله الرحمن الرحیم

جهنم معلوم

جهنم معلوم جهنم معلوم نام و مفهومی است که هر انسان در مقابل لذایز زود گذر به صورت خود اگاه انرا انتخاب کرده و این جهنم را به بهایی گرانی میخرند ، که یکی از این خریداران من هستم و الان دارم در اتش این جهنم شب روز می سوزم بدون اینکه دودی از من بلند شود، شب روزم شده غصه هرکسی از خوبی اگر صحبت کند من خودم را سرزنش میکنم و به ان خوبی ها غبطه میخورم، میشود گفت همانند یک مجنون تمام عیار شدم  و بعضی مواقع با خودم فکر میکنم که این سفر ( سفر به کره زمین) بدترین سفرهای من بود ای کاش مرا مامور این سفر نمی کردند!او به هرشکل که بخواهد میتواند انسانها را مجازات و پاداش دهند و شاید این مجازات بهایی است برای سفری بعدی من که دران سفر حداقل کشتی ام شکسته نباشد گرچه موفقیت این سفر را از دست داده ام ولی دلم خوش به سفر دیگری است که در پیش دارم، البته سرنوشت سفر بعدی را نیز کسی نمیداند جز مهیا کننده سفر؛ بله امشب بودکه داشتم خواب می دیدم به سفری طولانی عازم شده ام و راه این سفر همه کوه و دشت و دریا بود و ادمهای مختلف نوع و با خواب دیدن این صحنه به مفهوم جهنم معلوم بیشتر پی بردم،

حقیقت این است که کلمه جهنم معلوم از زمانی در ذهنم تداعی کرد که یک دختر شیعه عاشق یک مرد سنی شده بود، و این مشکل را با من مطرح کردند تا من راه حل منطقی و فقهی ان را بیان کنم که با تمام بیانات من این دو اتش شان بیشتر شد و بس من که حداقل این قسمت را تجربه و از راه عقل منطق اینده این ازدواج را پیش بینی می کردم شدیدا مخالفت کردم که این مخالفت من با عث تنفر ان دختر شیعه نسبت بمن شد، و چون قضیه این طوری شد من هم خسته شدم و دیگر مداخله دراین امور نکردم گرچه یک شب خواب بدی نسبت به این دو دیدم که حکایت از جهنم معلوم ان دختر بیچاره که گول چرب زبانی های ان مرد سنی را خورده بود می گرد ولی خوب انسانها بیشتر خیرشان را نمی دانند همانند من که تا چندی قبل مشکلات فروان دراین زمینه داشتم و الان هم دارم، و این جهنم معلوم در زندگی من نیز صادق است ، از ادمها خسته شدم بخصوص از قشر زن بدم میاد گرچه میدانم که منطقی نیست ، ولی به باور بنده زنها میتواند از ان قدرت که دارد مرد را پاد شاه و یا کدا کند، که متاسفانه بیشتر زنهای این زمانه کدا کننده مردها است و مرد ها هم به تناسب عیاش و کثیف شده است، کاش همان قدر که مردها دوست دارد زنهایشان با وفا باشند خود شان نیز این موضوع را رعایت میکردند و کاش زنها درگ می کرد بین خوب و بد ، جهنم معلوم به رابطه های غیر مشروع اعم از کوچکترین تا بزرگترین این اعمال را در بر میگرد. که متاسفانه این روز ها از طرف جانبین یعنی زن و مرد رعایت نمی گردد.من به این باور هستم که تا زنهای یک جامعه سالم نباشد ان جامعه اباد نمی گردد چون منشاء تمام مفاسد اجتماعی ، حقیقی، حقوقی وغیره ....... مربوط به این قشر عظیم میباشد، متاسفانه زنها ما خود را باخته است تا انجاییکه من میدانم زنها فقط به فکر این است که چه کسی ظاهرا میتواند وی را ارضا کند وبس،به همین خاطر در احادیث متواتر و حتی درقران کریم از زنها به عنوان بهترین نیرو یک جامعه یاد میکنند و به زنها گوشزد میکند که زنهار شما ریحانه هستید واین صفت عالی را همیشه در خود حفظ نماید یا مثلا درقران به افتخار از مریم دختر زکریا به افتخار نام میبرند و اورا یکی از اسوه های زنان قرار میدهد ، اما افسوس زنها مسئولیت و خویش را فراموش کرده است .

زندگی من هم دارد به سوی جهنم معلوم که خودم به دستم خودم ساخته ام پیش میروند، من قبل از این نمیدانستم که یک زن خوب یعنی کی و چه؟! فکر میکردم که همه ی زنها خوب هستند و قابل تحمل و فهیم و پاک معصوم.

ولی الان که یک خرده پی بردم از این وصلت نهایت پیشمان هستم اکثرا اوقات بابت این قضیه غمگین و افسرده میباشم، که تاثیر بدی روی سایر جهات زندگی من دارد مثلا موقع درس خواندن اصلا حواس جمع نیست.

اره خود انسان است که جهنم برای خودشان میسازد چنانچه در قران هم ذکر شده استکه جهنم در اصل وجود ندارد بلکه جهنم را خود به دست خود میسازید که همان اعمال بد ما باشد شاید شکل عذاب ها متفاوت باشد ولی زندگی که با عذاب همراه شد با جهنم عالم اخرت به نظر بنده فرقی ندارد.

پس میشود گفت که: هر اشتباه معنوی = با جهنم.

البته اشتباهات مادی نیز پی امد های خاصی خودش را دارد.

قسمت اول : جهنم معلوم.

نوشته شده توسط نویدآرین | لینک ثابت |

عاقبت نا معلوم 2  
موضوع: انظار ودیدگاه ها جمعه چهارم اردیبهشت 1388 12:46 بعد از ظهر

بسم الله الرحمن الرحیم

عاقبت نا معلوم 2

عاقبت نامعلومی که تبدیل به جهنم می گردد. مشکلات و معضلات جامعه بشری در عصر حاضر قابل انگار نیست، و بخصوص این مشکلات در جوامع آسیاسی و رو به انکشاف سر به فلک کشیده است. که مشکلات مذکور گریبان گیر 90 درصد مردم جوامع اسلامی و رو به انکشاف میباشد.

مثلاً مشکلات اقتصادی باعث با تاخیر انداختن ازدواج ها میگردد ، واز طرف دیگر چون مردم باتوجه به مشکلات شان خداوند وایمان به او را درخویش کم رنگ و یا کاملا از بین برده است ؛ لذا درقبال مشکلات صبر را هم از دست داده است که عدم صبر خود مشکل است نا به سامان!، چنانچه من درعاقبت نا معلوم یک نوشته بودم حال خواستم که آن نوشته را کامل گردانم.

العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ عجله کار شیطان است: معمولا دخترها و پسر ها که به سن بلوغ میرسد انتظار دارند که تما مشکلات شان حل گردد و یک فرد هم با اسب سپید بیاید خواستگار و یا زنش بشود، که دراین مرحله هردو جنس از غروری خاصی برخودار میباشد.

اما با گذشت زمان می بیند که نه اون فرد خیالی با اسب  سپید نه خواستگار امد و نه زنش شد. بنا از ان غرور کاذب کاسته شده و خود بفکر چاره میفتد، که چاره جزء بر قرار کردن ارتباط با جنس مخالف را در خود نمی بیند، این معضله دروحله اول به شکل جستجو ادامه می یابد و چون جستجو هم به صورت نا معقول بروز میکند. ناگزیر فرد (دختر و پسر) راه چاره دیگری می اندیشند. که این مرحله دوم این گزینش است دراین مرحله هر کس پیش امدخوش امد ابراز وجود می نمایند.متاسفانه اکثرا حتی دراین مرحله نیز موفق نیست دلیل ان مشخص میباشد زیرا مشکلات اقتصادی ، اجتماعی، خانوادگی و حتی سیاسی مانع فکر درست دراین راستا میگردد.بعد از سپری شدن این مرحله به صورت نا موفق ، فرد مذکور این بار خود بدنبال سوژه میگردد ، که اولین چراغ سبز را نشانه میرود کافیست دراین مرحله به این فرد گفته شود که من تورا دوست دارم. یا یک خرده مهربانی از خود نشان دهد فرد مجسس انرا فرد فرشته خداوند دانسته و تمام رویا وخواسته هایش درچشم او می بیند، که این مرحله شاید از خطرناک ترین مرحله زندگی یک انسان بشمار اید. به چند علت فرد مجسس خود را به سادگی دراختیار اولین چراغ دهنده سبز خود قرار میدهد.

2 - این کزینش کاملا غیر معقول بوده است زیرا فرد به دنبال کسی میگشت که با او باشد و خود را از تنهایی برهاند.

3- این گزینش میتواند از هم کیش وی نباشد.

4- این گزینش میتواند کاملا غریزه ای باشد.

پس میتواند گفت که افرادیکه در این مرحله منتخب میشود خوش شانس وانتخاب کننده کاملا بد شانس است چون امکان شکست انتخاب کننده از کلیه جهات بسیار زیاد و خطرناک است درحالیکه فرد منتخب شده کاملا به کامش میرسد.

هدف از نوشتن حدیث(العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ عجله کار شیطان است) در اول سطر نخست این بودکه انسان نباید عجله کند و اون هم در حساس ترین مرحله زندگی خویش گرچه صبر یک کمی تلخ می نمایند ولی پشت این تلخی بظاهر شرینی فروان نهفته است.

و از طرف دیگر خداوند چند چیز را نسبت به بندگانش برخود واجب کرده است. اول رزق روزی بشر ودوم تزویج وغیره.........

پس تزویج انسان ها و جفت گیری بندگان برخداوند واجب است، جالب این جاست که آمار نشان داده است بدترین و زشت ترین دختر و پسر بی زن و شوهر نمانده است!

پس اگر این طور است چرا ما خود را به هیچ دراختیار کسانیکه قرار دهیم که آخرش را میدانیم! این کار از یک انسان معقول و متفکر به دور است. اصلا دراین بخش بحث پیرامون این موضوع را از نظر مذهبی گنار میگذاریم واستدلالی صحبت میکنیم.

هیچ کس مخالف رابطه جنسی از راه مشروع ان نیست و نبوده، اما وقتی این رابطه و خلطه بین دختر و پسر تقبیح شده است که رابطه نا مشروع ومخلوط احساسات شان باشد که اکثرا درجهان شرق این طور رابطه عمومیت دارند.

من میخواهم مثالی بزنم! فرض کنید که یک پسری به دختری که از خیابان رد میشود میگوید من دوستت دارم واقعا بی تو میمرم! حالا سوال از دختر که مورد دوست داشتن این پسر خیابانی و غیر خیابانی قرار گرفته چیست؟ از نظر عقلا جواب مشخص است رابطه جنسی در اینده نزدیک یعنی با موافقت این دختر خانم.

پس این حرف ( ترا دوست دارم)(البته این دوست داشتن و شنیدنش از شوهر بجاست و پسندیده)برای یک دختر خانم متفکر بدترین فحش و توهین خواهد بود، ولی متاسفانه دخترهای که درمرحله سوم ( که فوق ذکر گردید)یعنی خود بدنبال سوژه میگرددکه اکثرا فعلا این حرف مناسب و در خور توجه ی است.

پس میشود محک زد که کدام زن و دختر مناسب ازدواج میباشد و همچنان کدام مرد و پسر! و میتوان هر فرد را با توجه به افکار وی شناخت گرچه این افکار متحول است ولی تا الان مورد استفاده دانشمندان برای شناخت بشر قرار گرفته است.

از طرف دیگر چون مراحل فوق جز کام گیری فرد منتخب شده چیزی دیگر نخواهد بود( به ازدواج نمی انجامد و اگر به انجامد موفق نخواهد بود) پس بد ترین تلخی و بد روزگاری در انتظار چنین افراد میباشد. العجلةُ مِنَ الشَّیطانِ .

پس چه میشودکه یک خرده معقولانه واینده بین باشیم و احساسات که منجر به بدبختی ما میگردد را سرکوپ نمائیم و مطمیناً صبر منتج به نتیجه ی خوبی خواهد شد ، الان هم دیر نشده کافی است چشمت را عاقلانه باز کنی ان وقت خواهید دید که ان فرد که تو انتخاب کرده ای  با انتخاب حقیقی تو زمین تا اسمان فاصله دارد.

ویک سئوال : تو که فکر میکنی ادم خیلی مذهبی و زرنگی هستی و خوب بد روزگار را میدانی وخانواده ات یک خانواده ابرو مند است پس چرا عیوب ان فرد منتخب خویش را نمی بینی؟!

 ایا تو دوست داری که خویش را به دست خود هلاک کنی؟

جواب همه اینها را من میدانم ولی افسوس به دخترها و پسر های مثلی شما که نمیدانید و خود را به لجن زار کثافات غریق میکیند البته میدانم روزی بخود خواهید آمد که دیگر ان روز کاملا دیر خواهد بود و راهی برگشت نیز وجود نخواهد داشت!

چقدر دل وجدانهای بیدار به حال شما ها میسوزد ! ای کاش یک خرده دل خودتان بحال زار خود تان میسوخت؟

امروز این سیاحه را نوشتم چون عمق عاقبت نامعلوم بمن معلوم شد دیگر برای من یکی عاقبت نامعلوم نیست ، بلکه جهنم معلوم است.

اگر عمری باقی بود انشاالله نوشته های بعدم را با نام جهنم معلوم بخوانید!

موفق وبهروز باشید

----------------------------

اما برای اخرین بار از شما خواهش میکنم که برگرد تا دیر نشده شاید بتوانم کمکت بکنم!

نوشته شده توسط نویدآرین | لینک ثابت |


Copyright 2009 - navidarian.blogfa.com & Designer: arian